"
اين موضوع در حقيقت يه سواله. يه سوال از كسايي كه جواب قانع كننده و منطقي براي من داشته باشن.
من ميخوام فرزندم رو تربيت كنم. قراره كه بهش تربيت اسلامي آموزش بدم. ميخوام بچهام رو با مذهب شيعه تربيت كنم. طبيعتا يكسري نفرتها رو هم ياد ميگيره. مثلا اينكه خلفاي سني رو لعن و نفرين كنه. يا اينكه بفهمه سنيها در نهايت مستوجب آتش جهنم هستن و ... . اما بايد اينو هم ياد بگيره كه مسلمين بايد با هم وحدت داشته باشن. بايد ياد بگيره تو نماز جمعه و يا نماز جماعت سنيها شركت كنه و از اين مسايل. ارتباط نسل امروز با هم به علت فرو ريختن ديوارهاي سنتي و بوجود اومدن ملت بينالمللي اجتناب ناپذيره. من چطوري ميتونم بچهام رو قانع كنم پيش كسي اقامه نماز كنه كه پيشواي اونو قبول نداره!؟ چطوري به كسي اقتدا كنه تصورش از اون شخص يه غاصب هستش!!؟؟
حالا يه كم اين طرفتر به موضوع نگاه كنيم. من دارم به بچهام شخصي رو مستوجب عذاب معرفي ميكنم كه حافظ قرآن هستش و تمام زندگيش با قرآن گره خورده. خيلي از فسق و فجورهايي كه ما به صرف داشتن محب اهل بيت انجام ميديم رو انجام نميده. ما خيلي راحت به خلفاي اونها بياحترامي ميكنيم. حالا درست يا غلطش مهم نيست مهم اين هستش كه به اعتقاداتشون توهين ميكنيم. دوستاني كه مدينه مشرف شده باشن ديدن دورتادور ديوار مسجدالنبي اسامي ائمه اطهار درج شده و حتي حضرت وليعصر رو با عبارت "مهدي زنده" ياد كردن.
حالا من چطوري ميتونم به فرزندم بفهمونم كه عزيز دل بابا تو شيعه هستي پس دروغ بگو، سر مردم كلاه بذار و هزار تا كثافتكاري ديگه بكن فقط دهه اول محرم خالصانه سينه بزن وقتي از دنيا رفتي حوريهاي بهشتي برات تعظيم ميكنن و سيدالشهدا به استقبالت ميان. امام حسين جنگيد اين تفكر رو از بين ببره حالا ما خيلي راحت داريم فرزندانمون رو اين جوري تربيت ميكنيم.
اين موضوع مهميه. واقعا اگه براتون امكان داره منو كمك كنيد.
پينوشت:
دوستاني كه نظر ميدن از توهين به اديان و مذاهب اكيدا خودداري كنن.
از توهين به پيشوايان مذاهب اكيدا خودداري بشه.
احساسي به قضيه نگاه نكنيد، با دليل و منطق فكر كنيد.
اولين بار با اين دو عبارت تو سخراني استاد ملكيان آشنا شدم. عبارات، عبارات جديدي نيستن ولي تعبيري كه از اونها ميشه بسيار جالب هستن. فكر ميكنيد آقايون دولت نهم خادمالمله هستن يا وجيهالمله؟
اين آقايون فكر ميكنن هر كاري كه خوشايند ملت باشه بايد اونو انجام داد. يعني صلاح يه مملكت فداي يه لبخند اون دسته از مردمي كه بيشتر از نوك بيني شون رو نميبينن. شركتهاي دولتي رو زمينگير ميكنن كه چي سالانه به هر فرد هشتادهزار تومان پول بدن. اگه شركتهاي دولتي از بين ميرفتن و شركتهاي خصوصي جايگزين ميشدن حرفي نبوداما متاسفانه اقايون دارن تيشه به ريشه اقتصاد، صنعت و توليد ميزنن. آيا صلاح مملكت اينه؟
بعضي وقتها طوري از اقتصاد حرف ميزنن كه انگار تو اين مملكت تا قبل از دولت نهم چيزي به نام اقتصاد وجود نداشته و اينا اقتصاد رو پايهريزي كردن. اومدن از فساد مالي جلوگيري كنن و كلي هم داد وفرياد و دم از عدل علي زدن اما آخرش چي شد؟ فقط مفسدين مخالف سياستهاي دولت نهم اعمال قانون شدن.
وقتي ميرن پشت تريبون اعلام ميكنن كه گوش فلان مدير رو ميپيچونيم. فلام مدير رو برعكس آويزون ميكنيم و ... . اين حرفها خيلي حرفهاي خطرناكيه. اين نشون ميده كه هيچ قانوني تو مملكت وجود نداره كه مدير رو از انجام خلاف برحذر كنه و حتما بايد يه اهرم زور بالاي سر مدير باشه تا يه موقع قدم اشتباه برنداره. اينكه شد همون سيستم رضاخاني. همون سيستم قلدرمابانه. اين صحبتها خوشايند افرادي هستش كه يه دلخوري از يه سازمان يا يه اداره دارن و متاسفانه به عمق فاجعه فكر نميكنن.
اينا همش به وجيهالمله بودن برميگرده. يعني آقايون دوست دارن كاراشون فقط خوشايند مردم باشه و صلاح مملكت هم اصلا مهم نيست.