"

سلام به دوستان عزیزم
بالاخره امتحاناتم تموم شد. واقعا ترم بدی بود. ترم بعد از این هم بدتر خواهد بود. خدا بخیر بگذرونه. البته این ترم هنوز کارم کامل تموم نشده. باید بشینم پروپوزال پاياننامه بنويسم. اين از ۱۰۰۰۰۰ فحش برام بدتره.چون واقعا سخته.
گفتم مديريت زمان. آقا من پنجشنبه کلي برنامهريزي کرده بودم که ساعت ۱۰ شب برسم خونه. دوش بگيرم و به موقع بخوابم که جمعه سر کلاس بتونم دو کلام صحبت کنم تا دانشجوها خوابشون نبره. اما چشمتون روز بد نبينه ....
ساعت ۳۰/۱۹ خيلي خوشحال رفتم فرودگاه تبريز. اما مدير فرودگاه با کمال خونسردي اعلام کرد که پرواز ۲۰/۳۰ ساعت ۰۰/۰۰ ميپره. جالب اينجا بود که به جاي اينکه مسافر طلبکار باشه آقاي مدير فرودگاه طلبکار بود. عذرخواهي و ... هم که اصلا. البته از دولت مهرورز!!! ما اين چيزها هم توقع نيست. با خودم گفتم به هر حال همه جاي دنيا اين اتفاقا ميفته، برم بشينم مطالعه کنم. حالا بيا تو يه فرودگاه بينالمللي صندلي پيدا کن. براي اين همه آدم شايد ۴۰تا صندلي هم نبود. اينجا هم موندم سرپا. يعني اگه با اتوبوس ميرفتم هم زودتر ميرسيدم، کلي هم صرفهجويي مالي ميشد.
بالاخره پروازي که بايد ۰۰/۰۰ ميرفت ساعت ۱۵/۱ با سلام و صلوات پريد. حالا وضع داخل هواپيما ديدني بود. کف هواپيما پر بود از پوست شکلات و... اوضاعي بود. خداييش آدم اتوبوس سيروسفر سوار ميشه لااقل از تميزيش لذت ميبره.
بعد از اين همه بدبختي ساعت ۰۰/۳ رسيدم خونه. يعني دقيقا بنده حقير با ۵ تاخير از پيش بيني خودم رسيدم.
حالا شما بگيد اصلا مديريت زمان تو کشور ما معني داره!!!!؟؟؟ البته بهتر بگم اصلا مديريت زمان چي هست!؟
سلام
تصمیم گرفته بودم تا آخر امتحاناتم مطلب جدید ننویسم. اما با خبر دیشب دیگه نتونستم طاقت بیارم و عهدمو با خودم شکستم.
بالاخره بنزین سهمیهبندی شد. اما مثل بقیه کارهای افتخار آمیز!!! دولت نهم در نهایت فضاحت این امر اتفاق افتاد.
دیروز تهران دیدنی بود. دقیقا میشد بحران رو تو شهر دید. همه نگران بودند. هم دنبال یه پمپ بنزین میگشتند که حداقل برای 2-3 روزشون بنزین ذخیره کنند. اینجا یه سوال برای من پیش اومد که تیم کارشناسی منتخب آقای رییس جمهور!!! جهت تعیین سهمیه بنزین بعد از سه ماه کار مداوم و شبانهروزی از روی چه معیار و شاخصهایی این سهمیه رو ارایه کردند!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
واله ننه آذر ماست بند محله ما خیلی زودتر از اینا و بدون کارشناسی میتونست این جدول سهمیهبندی رو ارایه کنه. چرا ما نمیخواهیم بعد از قرنها بوجود آمدن علم مدیریت قبول کنیم که برای هر کاری باید زیرساخت و فرهنگ ایجاد کنیم. حالا زیرساخت بخوره تو سرش همون فرهنگ. آخه با روزی 3لیتربنزین تو ترافیک تهران چه باید کرد؟ من مخالف سهمیهبندی بنزین نیستم اما خداییش با این وضعیت مگه میشه حداقل تو تهران زندگی کرد؟ مگه یه کارمند چقدر حقوق میگیره که باید در عرض 24 ساعت کمرش زیر بار برنامههای غلط دولت خم بشه.
ما همه قبول داریم که مصرف بنزین تو ایران بیش از حد و قیمتش هم ارزونه. اما دوستان دقت کنید که دولتهای ما سوبسید بنزین رو به افراد نمیدادن و نمیدن بلکه سوبسید رو به صنعت عقبمانده خودرو میدن. وقتی شرکت ایران خودرو با شهامت تمام خودرویی تولید میکنه که در هر 100کیلومتر 10 لیتر بنزین میسوزونه و از طرفی این شرکت کاملا دولتی هست پس معلومه که دولت باید روی بنزین سوبسید بده که شهروند فلک زده بره این ماشینو بخره.
تا وقتی که صنعت تحت پوشش حمایت دولت باشه همین آش و همین کاسه هستش و ملت عزیز ما هم باید هزینه این برنامههای غلط رو بده.
حالا خود دانید.